مرتضى راوندى

108

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

به غير از يك نفر ، يعنى عمر بن عبد العزيز يا به اسلام بىاعتنا بودند يا ملحد و كافر . يكى از خلفا ( وليد دوم ) زنها را به جاى خود به نماز جماعت مىفرستاد ، و قرآن را هدف تير و كمان قرار مىداد . « 34 » حجاج تا سال 94 كه سال فوت اوست ، ولايت عراقين را به عهده داشت و با سرسختى با مخالفين عبد الملك و خوارج كه در كرمان و سيستان و خراسان نيرويى عظيم داشتند ، مبارزه كرد و بسيارى از بلاد شرق را به حيطهء قدرت خلفا افزود . بعد از عبد الملك ، پسرش وليد به خلافت رسيد . در عهد اين خليفه ، مراكش ، اندلس ( اسپانيا ) ، ماوراء النهر و قسمتى از هندوستان ضميمهء حكومت خلفا شد . وليد ، پس از ده سال خلافت درگذشت . پس از او پسرعمش عمر بن عبد العزيز زمام امور را در دست گرفت . وى شريفترين و عادلترين خلفاى اين خاندان است . در مسائل شرعى و عرفى نظر فقها و اهل حقيقت را به كار مىبست . دشنام دادن به حضرت امير را كه در همهء ولايات پس از اداى خطبه معمول بود ، ممنوع ساخت . وى در دوران كوتاه خلافت خود ( دو سال و پنج ماه ) دست به اقدامات اساسى زد « . . . غزوات را تعطيل كرد زيرا مىدانست اين كار را سرداران و همراهان آنها فقط به منظور استفاده و غارت پيش گرفته‌اند نه به نيت پيشرفت دين . . . افراد لشكر را كه به واسطهء اخاذى و طمع رؤسا فقير مانده بودند دستگيرى كرد و رؤسا را مورد مؤاخذه قرار داد و اموالى را كه خورده بودند مطالبه كرد . . . عاملان تازه با دستورهاى تازه به اطراف فرستاد . . . و حكم كرد كه از ذمى مسلمان شده خراج نگيرند و موالى را در جنگ مواجب و غنيمت بدهند . . . و گفت هيچ عاملى قبل از مراجعه به خود خليفه ، حق كشتن يا به دار زدن كسى را ندارد . خلفاى پيش ، درآمدهايى از مردم داشتند به نام هديهء نوروز ، هديهء ازدواج ، خرج قلم و دوات و امثال آن‌كه به زور وصول مىكردند . . . عمر همه را موقوف كرد . » « 35 » سياست عمر بن عبد العزيز اين خليفه درصدد برآمد كه اوضاع را به دوران عمر بن الخطاب بازگرداند و از انحرافات كلى جلوگيرى نمايد ، بنابراين : 1 . مانع شد كه شعرا بر در او بايستند و اعلام كرد كه شعرى نمىشنود و شعرا را ملاقات نخواهد كرد . ( تاريخ تمدن اسلام ، ج 4 ، ص 62 و 96 ) به نظر او جوايزى كه به شعرا داده مىشد ، دزدى از بيت المال بود . 2 . فقها و زاهدان حقيقى را نزد خود خواند و آن دژخيمان ، كه خدا را مىپرستيدند و بندگان خدا را مىچاپيدند ، از خود دور ساخت و دستور عزل هر ظالمى را داد ، اگرچه از خويشاوندان امير المؤمنين باشد . 3 . آرتشها را فراخواند و فتوحات را متوقف كرد ، زيرا مىدانست كه كشورگشاييها در راه دين نيست بلكه منظور به دست آوردن مال و اسير و برده است . به نظر او اجراى عدالت مهمتر از جهاد و جهانگشايى بود .

--> ( 34 ) . تاريخ ادبى ايران ، پيشين ، ص 338 . ( 35 ) . تاريخ اسلام ، پيشين ، ص 188 ( به اختصار ) .